فهرست

اخبار شهرستان ها

به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردارحاج قاسم سلیمانی؛

دهمین محفل ادبی حافظ شهرستان قدس برگزارشد

دهمین محفل ادبی حافظ شهرستان قدس به میزبانی کتابخانه مرکزی شهرستان قدس درفضای مجازی اسکای رووم برگزارشد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومیاستان تهران؛ به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردارحاج قاسم سلیمانی دهمین محفل ادبی حافظ شهرستان قدس به میزبانی کتابخانه مرکزی وبه دبیری ابوالفضل کارگر از شاعران بومی شهرستان باحضور سیده فهیمه اطهری رئیس اداره کتلبخانه های عمومی شهرستان قدس وجمعی ازشاعران وعلاقمندان درفضای مجازی اسکای رووم برگزارشد.

در دهمین محفل ادبی حافظ، ابوالفضل کارگردبیرمحفل به بازخوانی یکی ازاشعارخودکه دروصف سردارسلیمانی سروده بودپرداخت:

حاج قاسم تشنه دیدار بود و بی قرار

اوکه در میدان شهادت را کشیده انتظار

عاشق دیدار حق از خود ندارد اختیار

خالص و پاک و عزیز و مهربان و باوقار

این جهاد و این شهادت بود اوج افتخار

لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

مرد میدان شهادت بود مرگش بی نظیر

او که سرباز ولایت بود ودرعشقش دلیر

جان خود تقدیم جانان کرد سردار کبیر

وارث کربلا بود و وفادار غدیر

درشجاعت مالک اشتر به میدان کهنه کار

لا فتی الّاعلی لاسیف الّا ذوالفقار

او خودش اسطوره بود و مرد میدان عمل

سر کشیده از شهادت جام  احلا من عسل

تا بگیرد مرگ را باشوق وافر در بغل

وصف او دیگر نگنجد در قصیده یا غزل

این نظام از این شهادت ها بماند استوار

لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

فاتح قلب جوانان مرد کرمانی ماست

در سپاه قدس قاسم این سلیمانی ماست

باعث فخر و غرور و عز ایرانی ماست

زندگی و مرگ او سرمشق ایمانی ماست

تا که دشمن میزند دل را به دریا بی گدار

لافتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار

گرچه در روز شهادت بوددلها بی شکیب

از غمش آزادگان دارند سهمی و نصیب

نیمه شب جام شهادت بود در جامی غریب

نصر و پیروزی حق با فخر باشد عن غریب

ترس آمریکا از ایران میرسد تا انفجار

لا فتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

برکت خون سلیمانی اگر بیداری است

صرفه دشمن از این گونه جنایت کاری است

انتقال سخت مامحکم ، عمیق و کاری است

خون قاسم در رگ آزاد مردان جاری است

چاره دشمن ز ناجاری نباشد جز فرار

لا فتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

انتقام سخت درس عبرت اهریمن است

این هنوز آغاز پایانی به کار دشمن است

تا نپندارد که اسرائیل آنجا ایمن است

برد موشکهای ما بر ان خبیثان روشن است

میشود قاسم سلیمانی در ایران بیشمار

لا فتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار

در ادامه هاجرقهرمانی  به بازخوانی یکی ازاشعارسروده خود دروصف سردارسلیمانی به شرح زیرخواند:

گذشت سالی وازراه میرسد داغی

دوباره زخم فرو خفته میشود بیدار

دهان گشوده بگوید به عالمی این زخم:

که التیام ندارد نبودنت سردار...

دوباره دست بگیر این علم زمین مانده،

دوباره درد ز دوش جهانیان بردار

درست بعد شما حال آدمی بد شد

زمین به سوگ نشسته، جهان شده تبدار

به راستی چه برازنده نام تو قاسم

براستی چه نکو شهرتت شده سردار

بگو امام شهیدت چگونه در برخود،

گرفت جان و تنت را به لحظه دیدار؟

چه انتقام قشنگی به پاشود با تو،

کنار حضرت قائم قیام بر پا دار...

درادامه بابک عارفی شعر خود راخواند:

پیش از نفس سپیده می گفت حسین

آه از ته دل کشیده می گفت حسین

در سنگر عشق، پاکبازی دیدم

با حنجره ی بریده می گفت حسین

جمشیدمقدم(حامی) نیزغزلی که برای سردارسلیمانی سروه بود رابازخوانی کرد:

تماشایی ترازرقص جنون شد شعرچشمانت

غزل آوازه خوان می آیدازمنظومه ی جانت

شگفتا بی حضورت هم غروریادتوباماست

که این آن راز مجذوبی ست در پیداوپنهانت

سرودن ازتو درسرگشتگی آرد قلم هارا

که بالاتر زتفسیراست استدراک عرفانت

به اعجاز آوری منظومه سازان را (سلیمانی)

به حیرت افکند دریا دلان راموج ایمانت

غزل پایان نمی گیرد زوصف غیرت وعشقت

نه آغازی ست دراینت نه پایانی ست درآنت

همچنین درادامه امیرمحرابی وعالیه یوسفی به شعرخوانی پرداختندوفاطمه قره داغی وفاطمه صالح محمدی دلنوشته ای برای سردارسلیمانی خواندند.

نسخه قابل چاپ