طزر
1397/11/16 سه‌شنبه در نشست نقد و بررسی رمان «خلوت مدیر» مطرح شد: کار نویسنده پرواز از واقعیت به حقیقت است      غلامرضا امامی پژوهشگر و منتقد اثر گفت: رمانخلوت مدیر بازآفرینی واقعیت است با عنصر خیال؛در واقع پرواز از واقعیت به حقیقت را بیان می کند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران، همزمان با ایام دهه فجر؛ نشست نقد و بررسی رمان «خلوت مدیر» با حضور علی اکبر والایی، نویسنده اثر، غلامرضا امامی پژوهشگر و منتقد ادبی   و جمعی از علاقه مندان به ادبیات و کتابخوانی نوشتۀ علی اکبر والایی بعد از ظهر دوشنبه ۱۵ بهمن در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی محقق حلی تهران برگزار شد.

علی اکبر والایی در ابتدای این نشست ضمن ابراز خوشحالی از اینکه در جمع علاقه‌مندان به مطالعه و کتابخوانی حضور یافته، در خصوص بازخوردهای انتشار این کتاب گفت: خوشبختانه این کتاب پس از انتشار تا کنون بازخوردهای خوبی از سوی منتقدان و مخاطبان خاص و عام داشته و از این جهت شادمانم که مرحلۀ اول بازخوردها یعنی ارتباط گیری با مخاطب برقرار شده است. از نظر من بسیار اهمیت دارد که وقتی مخاطب کتابی را برای مطالعه در دست می گیرد، تا زمانی که آن را به پایان نرسانده زمین نگذارد.

وی افزود:بر این اساس تمام تلاشم بر این بوده تا جاذبه های رمان «خلوت مدیر» آن قدر زیاد باشد که خواننده نتواند بگوید کتاب را خواندم ولی لذت نبردم. به این ترتیب می توانم بگویم  این بازخوردهای مثبت موجب شده تا رضایت خاطرم از نوشتن این رمان جلب شود و این مسئله بسیار مهمی است؛ چرا که اگر نویسنده ای از اثری که آفریده رضایت خاطر داشته باشد، این خود یک شاخصه برای ارزیابی نویسنده از اثرش محسوب می شود.

والایی در بخشی دیگر از سخنانش نیز در ارتباط با مضمون رمان «خلوت مدیر» بیان کرد: این رمان سال های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی یعنی سال های ۵۶ و ۵۷ را در بر می گیرد. کلیت فضای داستان در محیطی آموزشی و در یک مدرسه می گذرد که شخصیتی با نام مهران به صورت اول شخص این داستان را روایت می کند. داستان نمادی از فضای جامعه در آن سال ها است؛ یعنی فضایی که کشور به شدت بحران زده و فسادآلود است و این فساد به همه جا چنگ انداخته و به جز یک تحول و تغییر بزرگ یعنی انقلاب هیچ راهی برای خلاصی از آن نمی توان متصور شد. این رمان فضای آموزشی آن دوره را بستر کار خود قرار داده و روابط میان نیروهای آموزشی و تعارضات بین آن ها در داستان به اشکال مختلف بروز می کند.

وی تصریح کرد:طی نشست هایی که پیش از این دربارۀ رمان «خلوت مدیر» داشتیم، اشاره هایی در این ارتباط پیش آمد که آیا فسادی که از آن صحبت می شود منحصر به دوره ای است که در این داستان مورد توجه بوده است؟ من همانجا پاسخ دادم که اینطور نیست و در این جمع نیز لازم می دانم تاکید کنم که تاریخ همواره تکرار می شود و مسئلۀ فساد در هر نظام و حکومتی می تواند رخ دهد. این را باید یک هشدار و یک زنگ خطر باید دانست و در صورتی که به فکر اصلاحات و بازنگری در امور نباشیم، این اتفاق برای همه نظام ها قابل تکرار است.

غلامرضا امامی پژوهشگر، مترجم و منتقد ادبی در بخش بعدی این نشست در ارزیابی خود از رمان «خلوت مدیر» نوشتۀ علی اکبر والایی گفت: به گمان من مدرسۀ پزشکیان به عنوان محل اصلی وقوع اتفاقات در این داستان، نمادی از ایران قبل از انقلاب است؛ جامعه ای که به فساد، ستم و استبداد آلوده شده و نویسنده تنها در بخش پایانی کتاب است که به انقلاب و تغییر این وضعیت می پردازد. این درحالی است که بخش پایانی کتاب می توانست وجود نداشته باشد؛ نه اینکه الزامی بر بودن یا نبودن این بخش باشد، بلکه منظور این است که اگر از این بخش صرف‌نظر کنیم کلیت داستان ترسیم کنندۀ فضایی است که با فساد و استبداد سر و کار دارد و در این فضا مردم حتی از سایۀ خود نیز بیم دارند.

وی افزود:کتاب از زبان اول شخص روایت می شود و موقع مطالعه این داستان ابتدا فکر کردم که نویسنده روزی خود مدیر یا آموزگار یک مدرسه بوده که توانسته تجسمی تا این اندازه زیبا و دقیق از محیط آموزشی و فرهنگی آن زمان ترسیم کند. اما بعد متوجه شدم که اینطور نبوده و بر این اساس برای بازآفرینی دقیق واقعیت ها به نویسندۀ «خلوت مدیر» تبریک می گویم.

این منتقد پیشکسوت در ادامه سخنانش تصریح کرد: ما دو چیز را نباید از نویسندگان انتظار داشته باشیم؛ یکی ارائه راه حل و دیگر بیان تمامی واقعیت. کار نویسنده و هنرمند ارائۀ راه حل نیست. بنابراین نباید از یک نویسنده توقع داشته باشیم که روزشمار تاریخی یک نسل را بیان کند. کار نویسنده پرواز از واقعیت به حقیقت است. نویسنده در جستجوی حقیقت است و نباید هم فکر کنیم که آنچه در این کتاب می خوانیم همۀ حقیقت باشد؛ داستان در واقع بازآفرینی واقعیت است با عنصر خیال. توانایی نویسنده در این رمان خوش‌خوان در این است که شما فکر می کنید همه آنچه روایت می شود واقعاً اتفاق افتاده؛ و این حسن قلم نویسنده است. برخلاف بسیاری از آثاری که با مضمون هایی مشابه از دیگر نویسندگان ایرانی دیده ایم، نویسندۀ این رمان کوشش کرده از رئالیسم سوسیالیستی و لحن شعاری دوری کند و این هم یک حسن است.

وی افزود: هنر نمی تواند در بند چهارچوب ها بگنجد و نمی تواند دستوری باشد. اگر می خواهیم واقعیت تاریخی یک دوران را دریابیم، این کار مورخین صادق و درستکار است؛ و این خصلت نیازمند دو چیز است؛ یکی اینکه مورخ غرض ورز نباشد چرا که قرار است دقیقاً آنچه را رخ داده ثبت کند؛ مولانا می گوید: چون غرض آمد هنر پوشیده شد. دوم اینکه دلداده و شیفته نباشد؛ چرا که اگر شیفته یک حادثه یا واقعه باشید نمی توانید همۀ حقیقت را دریابید. بر این اساس کار یک هنرمند کار یک مورخ یا روزنامه نگار نیست.

امامی در ادامه سخنانش افزود: اغلب کتاب هایی که در این رده می خوانید، گویی مدیحه یا یک گزارش روزنامه ای است و بیشتر به وقایع نگاری شباهت دارد. کار فیلسوفان تفسیر زمانه، کار مورخ ثبت وقایع و کار هنرمند تعبیر زمانه است. کار هنرمند ثبت لحظه ها است برای اینکه دیگر تکرار نشوند؛ و در مورد این کتاب برای اینکه مدرسۀ پزشکیان در هیچ وجهی چه در ایران و چه در کشوری دیگر تکرار نشود. برای اینکه دیگر بچه ها در آتش بخاری مدرسه ای نسوزند، برای اینکه دیگر بچه ها گرسنه نباشند. برای اینکه رابطه ای صمیمی میان معلم و شاگرد برقرار باشد. برای اینکه سه چیز نباشد؛ سه چیزی که همۀ پیامبران و مصلحین و آزادگان در طول تاریخ با آن به پیکار برخاسته اند؛ یکی برای اینکه دیگر فقر نباشد، چرا که فقر و تبعیض ریشه همه نارضایتی ها است. دوم برای اینکه جهل نباشد و سوم برای اینکه ظلم نباشد. فقر، جهل و ظلم؛ این ها است که بشریت را به فغان می آورد. انقلاب ایران آنچه که داشت و آرزو می کرد، شهیدانش هم تلاش کردند همچنانکه شعار انقلاب ندای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی نوید می داد به نبرد با فقر، جهل و ستم برخیزند. آقای والایی این سه نقش را در کتابش نمایانده است و برای او آرزوی توفیق دارم.

علی اکبر والایی نویسندۀ کتاب «خلوت مدیر» در ادامۀ این نشست در خصوص موضوع تاثیرپذیری نویسنده از آثار ادبی بیان کرد: اشکالی در این نمی بینم که نویسنده ای تحت تاثیر نویسندگان پیش از خود قرار بگیرد. در صحبت هایی که پیش از این دربارۀ رمان «خلوت مدیر»  شده اشاره هایی به شباهت میان این رمان و کتاب «مدیر مدرسه» جلال آل احمد شد اما نکته اینجاست که جلال خود نیز متاثر از نویسندگانی چون آلبر کامو و فرانتس کافکا بوده است. همانطور که گفتم من از نویسندگان زیادی تاثیر پذیرفته ام و این را امری اشتباه نمی دانم. ممکن است شباهت هایی هم میان این دو اثر بتوان یافت؛ مثلاً زبان انتقادی وگزنده یکی از این شباهت ها است اما من در همینجا با شجاعت اعلام می کنم که «مدیر مدرسه» جلال آل احمد را مشخصاً نمی توان در ردۀ رمان ها جای داد و گاهی به طرف زندگینامه و خاطره نگاری هم می رود، در حالی که کتاب «خلوت مدیر» به معنی فنی کلمه یک رمان است. حتی در نثر هم من پیراسته تر رفتار کرده ام و زبانی صمیمی تر و روان تر را به کار برده ام. وقتی یک اثر افزوده ای به آثار قبلی خود اضافه می کند، در حقیقت اثری تازه محسوب می شود. از نظر من وجوه اختلاف این دو اثر بسیار بیشتر از شباهت های میان آن هاست.

نشست نقد و بررسی کتاب"خلوت مدیر"به همت مسئول و کتابداران کتابخانه عمومی محقق حلی شهر تهران با تقدیر از نویسنده و منتقد اثر به کرا خود پایان داد.

بيشتر
نسخه قابل چاپ
 
تعداد بازديد اين صفحه: 236