یب

شسی

شسی

سیب
1397/11/15 دوشنبه با حضور اعضای کودک و نوجوان برگزار شد: نشست صمیمی کودکان با نویسنده محبوب بچه ها همزمان با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ؛نشست صمیمی اعضای کودک کتابخانه با فرهاد حسن زاده نویسنده محبوب کودکان درکتابخانه عمومی شهدای نیروی زمینی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران؛همزمان با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ؛کتابخانه عمومی شهدای نیروی زمینی در برنامه ای خلاقانه و متفاوت نشست صمیمی با فرهاد حسن زاده ،نویسنده کودک و نوجوان را برگزار کرد.

دراین مراسم که با حضور اعضای کودک و نوجوان به همراه خانواده هایشان درکتابخانه شهدای نیروی زمینی برگزار شد در ابتدا اسماعیل خورشیدی کتابدار کتابخانه به معرفی شخصیت فرهاد حسن زاده نویسنده کتاب پرداخت و گفت:فرهاد حسن زاده متولد بیستم فروردین 1341 در آبادان است.وی نویسندگی را از17 سالگی آغاز کردو در تمامی حوزه های ادبی از داستان کودکان و نوجوانان تا رمان برای بزرگسالان دست به نگارش زده است .او تاکنون بیش از چهل جایزه برای آثارش گرفته از نشان ماه طلایی تا جایزه هانس کریستین اندرسن و...

سپس فرهاد حسن زاده نویسنده کودک در گفتگوی صمیمی با بچه ها درخصوص انگیزه نویسنده شدن گفت و افزود:بیشتر نویسنده‌ها وقتی که با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنند و از علت نویسنده‌ شدنشان می‌پرسند، در جواب می‌گویند: «پدربزرگ یا مادربزرگ پیری داشتم که شب‌ها برایم قصه می‌گفت و من تحث تأثیر آن قصه‌ها، امروز نویسنده شدم و…» راستش من این طور نبودم. به قول امروزی‌ها خودکفا بودم و خودم برای خودم قصه می‌گفتم. شروع نویسندگی اکثر نویسندگان از همین زنگ‌های مظلوم انشا باشد و من توی این درس همیشه نمره‌هایم ‌خوب بود و حتی برای بعضی‌ از بچه‌ها انشا می‌نوشتم؛ علاوه بر انشا‌هایی که گاهی ناخواسته تبدیل به داستان‌ می‌شد

وی درخصوص چاپ اولین کتابش گفت: دوره راهنمایی را بهترین دوره برای شروع فعالیت‌های ادبی و هنری می‌دانم چرا که  اولین کتابم به نام «ماجرای روباه و زنبور»متولد شد. ماجرای روباه‌ و زنبور در زمان خودش و برای شروع بد نبود. بالاخره از جایی باید شروع کرد ولی نباید همان‌جا ماند و درجا زد.

وی افزود: این کتاب برای شروع و برای سال ۱۳۶۸ خوب بود. خب، شیراز بودیم. ناشر کم بود، نقاش این کاره سراغ نداشتم. با خرده‌ چیزهایی که از نقاشی و طراحی می‌دانستم، شروع کردم به تصویر‌گری کتاب و آن را حاضر و آماده به ناشر دادم. حالا کاری نداریم که آن کتاب در پیچ و خم گرفتن مجوز از وزارت ارشاد آن زمان گم شد و من دوباره آن را نوشتم و این بار با کمک دوستی، نقاشی کردم و کار را به سرانجام رساندم.

حسن زاده گفت: از آن به بعد اعتماد به نفس پیدا کردم و بیشتر وقت گذاشتم. کمی پیش رفتم و مطالعه کردم. چشمم به کتاب‌های خوب افتاد؛ هم شعر، همه قصه نوشتم، شعر‌هایم چنگی به دل نمی‌زد. قصه‌ بیشتر راضی‌ام می‌کرد.آن هم نه قصه کودک، بلکه نوجوان، بی‌امان می‌نوشتم. پتانسیل آن سال‌های پس از جنگ که فرصت نوشتن را از من گرفته بود، به صورت توده‌ی ابر عظیمی هستی‌اش را می‌بارید. قصه پشت قصه می‌آمد.

وی با بیان اینکه اولین مجموعه قصه‌ام «مار و پله» بود که در سال ۱۳۷۳ سروش آن را چاپ کرد ادامه داد: سال ۷۴  این مجموعه ؛کتاب برگزیده مجله سروش نوجوان شد. باید داستان بلند را تجربه می‌کردم. «ماشو در مه» اولین تجربه بود؛ رمانی که حوادثش متعلق به تابستان سال ۵۷ آبادان بود. «ماشو در مه» حدیث کودکی فنا شده نسل من بود. این کتاب هم اقبال خوبی داشت؛ کتاب سال کانون در سال ۷۴ و کتاب تقدیری وزارت ارشاد در سال ۷۵ شد.

این نویسنده برجسته کشورمان افزود:پس از آن دو، مجموعه قصه «سمفونی حمام» و «بزرگ‌ترین خط‌ کش دنیا» و رمان «مهمان مهتاب» را نوشتم که حدیث مقاومت ۴۵ روزة خرمشهر و آبادان و شروع مهاجرت و آوارگی است. کتاب‌های «گاه روشن،‌گاه تاریک» و «انگشت مجسمه» دو داستان، بلند با مضمون‌های متفاوت هستند. با نوشتن رمان «آهنگی برای چهارشنبه‌ها» به تجربه‌ی تازه‌ای رسیدم در شیوه‌ی روایت از نگاه دو راوی، یعنی نویسنده و اول شخص.

حسن زاده تصریح کرد:تجربه‌ی دیگرم در شیوه‌ی روایت نامه‌گونه، با کتاب «امیر‌کبیر فقط اسم یک خیابان نیست» ارائه شد. بعد به سراغ افسانه رفتم، آن هم با نگاهی که خاص خودم است و رمان «نمکی و مار عینکی» را نوشتم. کتاب «کلاغ کامپیو‌تر» هم با نگاه به نیاز‌ روز بچه‌ها نوشته شد ولی در زمان خودش به خوبی دیده نشد. بالاخره با توجه به جای خالی طنز، به این کرانه رفتم و شوخی‌شوخی طنزنویسی را تجریه کردم و حرف‌هایی را گفتم که از نگاه بچه‌ها خوب و جذاب بود. کتاب «روزنامه سقفی همشاگردی» که کشکولی است از شعر و تکه‌های کوتاه طنز که این هم روانة بازار کتاب شده است. کتاب‌ها زیاد هستند و این‌طوری نوشتن از آنها کار درستی نیست. شاید روزی یکی یکی داستان کتاب‌هایم را نوشتم.

سپس با صدای گرمشان شعر طنزی برای بچه ها خواندند به نام ته تغاری و بعد بچه ها سوال هایشان را از نویسنده محبوبشان پرسیدند و ایشان با حوصله به تک تک سوال ها پاسخ دادند و یکی از داستانهایی که به تازگی نوشته و هنوز چاپ نشده بود به نام "کی از گوریل می ترسه "را برای بچه ها خواندند و بچه ها به نقد آن پرداختند.

در کنار این نشست نمایشگاهی از کتاب های فرهاد حسن زاده برگزار شد که با استقبال مواجه شد.

در پایان بچه ها با نویسنده مهربان و صمیمی عکس یادگاری انداختند.

بيشتر
نسخه قابل چاپ
 
تعداد بازديد اين صفحه: 188