امروز كتابخوانى و علم‏ آموزى، نه تنها يك وظيفه ‏ى ملى، كه يك واجب دينى است؛ «مقام معظم رهبری»
متون عمومي

 
متون عمومي
متون عمومي



























در آیین رونمایی و نقد کتاب « پست طهران » عنوان شد؛ توجه کتاب به جزئیات حادثه 15 خرداد 42 / وجود خرده روایت های جذاب در قصه آیین رونمایی و نقد کتاب «پست طهران» با حضور هادی حکیمیان، نوسینده و محمد قائم خانی، منتقد در کتابخانه عمومی شیخ کلینی شهرستان ری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران؛ آیین رونمایی و نقد کتاب «پست طهران» با حضور هادی حکیمیان، نویسنده، محمد قائم خانی منتقد، رامین ناصری نسب، رئیس اداره اجتماعی ناحیه 5 منطقه 20 شهرداری تهران، زهرا انارکی، مسئول کتابخانه عمومی شیخ کلینی و جمعی از دانش آموزان دبستان 18 دی و دبیرستان دخترانه میرداماد در کتابخانه عمومی شیخ کلینی شهرستان ری برگزار گردید.

در ابتدای نشست سودابه فرضی پور مجری جلسه با اشاره به داستان کتاب گفت: در این قصه ما با شخصیتی آشنا می شویم که دارای قدرت نظامی بوده اما بعد از اخراجش از ارتش شاهنشاهی قدرتش را از دست می دهد که همین مساله خواننده را تشویق به خواندن کتاب و بقیه ماجرا می کند.

در ادامه نویسنده ضمن بازخوانی بخش کوتاهی از کتاب «پست طهران» گفت: شخصیت اصلی این داستان یک سرهنگ اخراجی زمان شاه است و زمان اصلی داستان نیز از بهمن سال 41 همراه با همه پرسی لوایح ششگانه شاه و مردم شروع و 15 خرداد سال 42 نیز به پایان می رسد.

وی افزود: این سرهنگ بعد از کودتای 28 مرداد اخراج و زندگی اش از هم پاشیده می شود. او که زن و فرزندانش هم وی را رها کردند با مادرش زندگی می کند که مادرش نیز فوت می کند. او که بقالی دارد با چند دوست شاعر و روشنفکر هم آشنا می شود و در نهایت سرهنگ در حوادث سال خرداد 42 کشته می شود.

این نویسنده با اشاره به دلیل نگارش این داستان گفت: با توجه به اینکه اثر مستقلی درباره 15خرداد نداشتیم و از سویی دیگر، این حادثه، حادثه مهم و سرنوشت سازی برای کشور ما محسوب می شود لذا به این نتیجه رسیدم که این حادثه می تواند دستمایه خوبی برای خلق یک اثر مستقل باشد.

هادی حکیمیان گفت: برای اینکه به هنگام نوشتن، حس فضای 15 خرداد در شهر تهران را کسب کند دو بار پیاده مسیرهای درگیری روز 15خرداد در تهران را که شامل خیابان صاحب جم، بهارستان، خیابان جی و کاخ مرمر می شود را طی کرده است.

وی همچنین در مورد نام کتاب افزود: نام کتاب در ابتدا «کُشته خانه» بود که ناشر پیشنهاد نام دیگری را به من داد که من هم چندین نام دیگر و از جمله پست طهران را به او پیشنهاد کردم البته پست طهران نام یک روزنامه بود که هیچ ارتباطی با پست ندارد.

محمد قائم خانی که خود نویسنده کتابهای «رمان و معنویت» و مجموعه داستانهای «حوّای سرگردان» است، یکی از ویژگی های این کتاب را پرداختن برای اولین بار به ماجرای 15خرداد در یک رمان با تمام جزئیات ذکر کرد و یادآور شد: ما در این کتاب با جزئیات بسیار دقیقی که انگار تصویرسازی شده است بویژه در فصول آخر با واقعه 15 خرداد سال 42 آشنا می شویم و این درحالی است که کتاب همزمان نیز به ریشه یابی این حوادث می پردازد.

وی با بیان اینکه نویسنده با این کتاب خبر از تغییر ذهنیت جامعه آن روز ایران را نوید می دهد افزود: استقرار مغازه سرهنگ در دل بازار و رابطه و مکالمه با آدم های مختلفی که به دکان او مراجعه می کنند مخاطب را با رفت و آمدهای شدیدی از آدم ها در فصول اولیه کتاب روبرو می کند که سبب آشنایی خواننده با اجتماع آن ایام می شود.

این منتقد اضافه کرد: نظامی گری سرهنگ ما را با فضاهای داخلی ارتش شاهنشاهی آشنا می سازد و موجب می شود مخاطب در بخش های زیادی از کتاب با کودتای 28 مرداد آشنا شود و چون سرهنگ در کسوت کاسب در مغازه ای مشغول به کار است و با جمعی از شاعران و روشنفکران سروکار دارد ما شاهد نشانه های مبارزه سرهنگ با حاکمیت می شویم و در واقع دو طرف درگیری سیاسی در این کتاب برای مخاطب رونمایی می شود.

محمد قائم خانی همچنین گفت: در کنار خط اصلی قصه، خرده روایت های زیاد و جالبی نیز مطرح می شود مثل آشنایی ناهید با سرهنگ که ای کاش این بخش بیشتر ادامه می یافت. ضمن اینکه با ورود خرده قصه ها ، مخاطب از فضای سنگین رمان سیاسی بیرون می آید.

این منتقد خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه سرهنگ فرد نظامی است تا زمانی که مادر سرهنگ به قصه افزوده نشده، فضای قصه، قدری نظامی و خشک است اما با ورود مادر، داستان  عاطفی تر می شود و همین امر، ارتباط مخاطب با قصه را روان تر می سازد.

در ادامه به پیشنهاد مجری، برخی از حاضرین درباره کتاب و در زمینه نویسندگی از نویسنده پرسش هایی را مطرح کردند.

هادی حکیمیان در مورد نویسنده شدن گفت: اگر می خواهید نویسنده شوید بهترین راه این است که زیاد کتاب بخوانید و سعی کنید بیشتر کتابهایی را که در مسیر حوزه مطالعاتی شما قرار دارد را مطالعه کنید. پیشنهاد من خواندن رمانهای خارجی برای آشنایی با اصول قصه نویسی است و بعد که آن را یاد گرفتید می توانید این اصول را با فضاهای ایرانی در قصه های خود در آمیزید.

وی پیشنهاد کرد بچه ها دست به قلم شده و خاطرات روزانه و قصه های کوتاه بنویسند و هیچگاه از نوشتن هراسی نداشته باشند چرا که هیچکس از آنان توقع خلق شاهکار را ندارد.

این نویسنده همچنین به بچه ها توصیه کرد از فضاهای مجازی فاصله بگیرند و زمان بیشتری را برای مطالعه کتاب و نوشتن اختصاص دهند.

نویسنده درباره منابع نگارش کتاب خود با بیان اینکه بخشی از آن شامل خاطرات کسانی هست که در حادثه 15 خرداد حضور داشتند گفت: من روزنامه های آن زمان و گزارش های ساواک و خاطرات سینه به سینه کسانی که در آن حوادث حضور داشتند را دستمایه قصه خود کردم و بخشی که جوانی به نام جابر؛ اسب سفیدی دارد که رئیس کلانتری می خواهد آن را بخرد اما نمی فروشد و در نهایت کشته شدن اسب براساس خاطره واقعی بود که یک پیرمرد 90 ساله در بازار برای من تعریف کرده بود.

به عقیده او، در حادثه 15 خرداد سال 42 در تهران، تعداد کشته شدگان فقط 90 نفر بودند هر چند که تعداد زخمی ها و بازداشتی ها نیز بسیار زیادتر از آن بوده است.

در بخشی از برنامه، یکی از دانش آموزان پایه ششم به نام ثنا رحیمی که به گفته معلمش رتبه اول انشاء نویسی استان تهران با نام «شهری که من دوست دارم» را کسب کرده بود، داستان خودش را برای حاضرین قرائت کرد که مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.

در پایان با حضور زهرا انارکی مسئول کتابخانه عمومی شیخ کلینی، ناصری نسب رئیس اداره اجتماعی ناحیه 5 منطقه 20 شهرداری تهران و جمعی از کتابداران و معلمین حاضر در برنامه ضمن رونمایی از کتاب «پست طهران» از نویسنده و منتقد تجلیل شد.

منبع: SHAHRE RI
بيشتر
نسخه قابل چاپ