امروز كتابخوانى و علم‏ آموزى، نه تنها يك وظيفه ‏ى ملى، كه يك واجب دينى است؛ «مقام معظم رهبری»
متون عمومي

متون عمومي
متون عمومي





























در نشست نقد و بررسی کتاب « آرزی و قمبر» در کتابخانه علامه دهخدا شهرری مطرح شد؛ توجه به بازآفرینی قصه های جذاب قدیمی توسط نویسندگان / پایان باز قصه ها مخاطب را به تفکر وا می دارد نقد و بررسی کتاب « آرزی و قمبر» با حضور اسدالله شعبانی بازآفرین کتاب و جعفر توزنده جانی منتقد در کتابخانه عمومی علامه دهخدا شهرستان ری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران؛ نشست نقد و بررسی کتاب «آرزی و قمبر» با حضور اسدالله شعبانی بازآفرین کتاب، جعفر توزنده جانی منتقد و جمعی از معلمان و دانش آموزان پایه پنجم دبستان حکمت در کتابخانه عمومی علامه دهخدا شهرستان ری برگزار شد.

 در ابتدای نشست که با مجری گری سودابه فرضی پور انجام گرفت نویسنده اثر که در واقع بازآفرینی یک قصه قدیمی به نام آرزی و قمبر را بر عهده داشت به قرائت بخشی از کتاب که اشعارش به زبان ترکی نوشته شده بود پرداخت و گفت: من در خانواده ای بزرگ شدم که هم رگه های ترکی و هم کردی وجود داشت و قصه های زیادی را به زبان کردی و ترکی از زبان مادر و مادر بزرگم شنیدم.

وی با اشاره به نوازندگان عاشیق افزود: بچه که بودم نوازندگان عاشیق که هم دو تار می زدند و هم داستان های عاشقانه را بلند می خواندند در روستاها و شهرها در جشن های عروسی حضور داشتند و مجلس را گرم می کردند و یکی از این داستانها، داستان آرزی و قمبر بود. در این داستان ما با یک دختر و پسر به نام آرزی و قمبر که پسرعمو و دختر عمو هستند آشنا می شویم که وقتی پدر پسر می میرد،  قمبر نزد عمویش زندگی می کند و وقتی که این دختر و پسر بزرگ می شوند قصد ازدواج با همدیگر را دارند که خان ده چون فرد ظالمی بوده از ازدواج آنان جلوگیری می کند و می گوید دختر باید با من عروسی کند و پسر مجبور به مبارزه با خان می شود که البته شکست می خورد!

این نویسند ادامه داد: شکست پسر از خان برای من ناراحت کننده بود و من سعی کردم این قصه قدیمی را بازآفرینی کنم و به جای اینکه پسر به جنگ خان برود تا دختر را تصاحب کند به مدد موسیقی و دوتار زدن همه را مدهوش و شیفته خود می کند و در نهایت هم موفق به ازدواج با دختر می شود.

جعفر توزنده جانی که خود دارای تالیفات زیادی در عرصه داستان نویسی همچون «مهمان دیوها»، «افسانه سه پادشاه» و «کرمی که هیولا شد» می باشد در مقام منتقد در این جلسه گفت: من سالیان سال است که با آقای شعبانی آشنا هستم و با ایشان به عنوان یک شاعر و نویسنده  ادبیات کودک و نوجوان در انجمن نویسندگان همکار هستم.

وی ادامه داد: معمولا افسانه های قدیمی توسط نویسندگان یا بازنویسی و یا بازآفرینی می شوند. در بازنویسی، زبان قدیمی به زبان ساده تری تبدیل می شود و در عین حال نیز نویسنده به اصل داستان وفادار می ماند اما در بازآفرینی، نویسنده یک قصه قدیمی را برمی دارد و از نو بازآفرینی می کند تا به یک قصه جدید تبدیل شود هرچند که اصل قصه، سبقه قدیمی دارد.

این منتقد ادبی اظهار داشت: چه خوب است که آثار جذاب قدیمی توسط نویسندگان به آثاری تازه مبدل شوند.

وی با بیان اینکه از قصه عاشقانه کتاب «آرزی و قمبر» لذت بردم و نقش موسیقی در این داستان جایگاه برتری دارد گفت: قهرمان این کتاب از طریق مبارزه و شمشیر به هدفش نمی رسد بلکه از طریق متوسل جستن به دنیای هنر و موسیقی است که به آرزوی خویش نایل می گردد و امید را به بچه ها می آموزد.

در این بخش با پیشنهاد مجری برنامه، بچه ها که پیش از این، کتاب را مطالعه کرده بودند به طرح پرسش های خود از نویسنده و منتقد پرداختند. یکی از دانش آموزان از پایان باز این داستان پرسید و نویسنده تصریح کرد: معتقدم قصه هایی که پایان تمام شده ای دارند خیلی هنری نیستند بلکه فقط آموزنده هستند مثل بسیاری از سریالها و فیلم های تلویزیونی.

منتقد برنامه نیز در همین ارتباط اضافه کرد: بعضی از داستانها پایان باز دارند تا مخاطب را به فکر و اندیشیدن وادار سازند و معمولا قصه هایی که پایان باز دارند امتیازهای خوبی در ارزشیابی به دست می آورند. قصه ها پیش از این برای خوابیدن بچه ها خوانده می شد در حالی که امروزه ؛ قصه ها باید بچه ها را بیدار و به فکر وا دارند.

وی در عین حال از باهوشی بچه ها که متوجه پایان باز این داستان شدند ابراز خرسندی کرد و گفت: پایان باز یک موضوع ادبی است و نشان از باهوشی بچه هاست که متوجه این مساله شدند.

یکی دیگر از بچه ها از عدم نشانه های نگارشی مثل علامت سوال، نقطه و یا علامت تعجب در این کتاب پرسید که نویسنده یادآور شد: معمولا در ادبیات بزرگسال ، نشانه های نگارشی کمتر بکار می رود اما در ادبیات کودک می بایست این نوع علامت ها رعایت شوند.

یکی دیگر از بچه ها از استفاده بیش از حد از رنگ قهوه ای در تصویرگری پرسید که اسدالله شعبانی اظهار داشت: تصویرگری این کتاب توسط خانم فرناز صبا نیک انجام شده که معتقدم اگر از رنگهای شادتر و متنوع تر استفاده می کرد بهتر بود این درحالی است البته بین قصه و تصویر هماهنگی وجود دارد.

سوال یکی دیگر از دانش آموزان درباره نام کتاب بود که نویسنده گفت نام قدیمی این قصه نیز همین آرزی و قمبر بوده است.

یکی دیگر از بچه ها از نویسنده پرسید شما معمولا یک قصه را در چه زمانی می نویسید؟ که نویسنده با بیان اینکه نگارش هر قصه بستگی به شرایط روحی نویسنده، متفاوت است یادآور شد: من شاید یک قصه را در یک شب و گاهی یک قصه را ماهها طول می کشد تا بنویسم.

وی همچنین به زمان نویسندگی خود اشاره کرد و گفت: من از کودکی می نوشتم و انشاء و دیکته خوبی داشتم و اولین کارهای نویسندگی من نگارش خاطرات روزانه در زمان نوجوانی بود و بعد که بزرگتر شدم کارمند کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان شدم و شعر و قصه برای بچه ها می نوشتم و تاکنون شاید بالغ بر 500 الی 600 کتاب چاپ کردم که بخشی از آنان شعر کودک و نوجوان، بخشی قصه و روایات بوده ضمن اینکه من یک کتاب 12 جلدی به نام قصه امشب  دارم که مملو از تصاویر است و بخشی از تالیفات من، بازآفرینی قصه های قدیمی است. علاوه بر آن نیز من داستانهای شاهنامه را در دو جلد نوشتم و اولین کسی بودم که شاهنامه پژوهی را 27 سال قبل برای نوجوانان نوشتم و نگارش اشعار عاشقانه را برای نوجوانان باب کردم.

در پایان نیز از سوی راضیه محمدقلیزاده مسئول کتابخانه علامه دهخدا شهر ری، از نویسنده و منتقد تجلیل شد. 

   

بيشتر
نسخه قابل چاپ