امروز كتابخوانى و علم‏ آموزى، نه تنها يك وظيفه ‏ى ملى، كه يك واجب دينى است؛ «مقام معظم رهبری»



























 
نالتا
با حضور نویسنده اثر برگزار شد: نشست نقد و بررسی کتاب دهکده خاک بر سردر کتابخانه عمومی پیروزی با حضور فائزه غفار حدادی ،نویسنده اثر کتاب دهکده خاک بر سربا حضور جمع کثیری از اهالی منطقه پیروزی در کتابخانه عمومی پیروزی نقد و بررسی شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران: بیست و هفتمین نشست پایگاه نقد کتاب با حضور علی اکبر شیروانی منتقد و فائضه غفار حدادی نویسنده روز یکشنبه (۲۵ فروردین ماه) در کتابخانه عمومی پیروزی برگزار شد. در این جلسه پیرامون کتاب «دهکده خاک بر سر» با حضور نویسنده و منتقد بحث و گفت و گو شد.

در ابتدای این جلسه فائزه حدادی نویسنده کتاب اظهار کرد: این کتاب یک سفرنامه است. درباره خودم باید بگویم نویسندگی را در کارگاه های آموزشی آموختم. اولین کتابم معرفی یک شهید بود. در ادامه دو کتاب دیگر درباره شهدا نوشتم. درباره این کتاب هم باید بگویم، یکی از اساتید حوزه هنری مشوق من برای چاپ این سفرنامه بود. در آینده نیز کتابی با محوریت شهید رضوایی در دست دارم.

در ادامه این جلسه شیروانی منتقد اثر تصریح کرد: این کتاب به عنوان سفرنامه به من معرفی شده بود، اما من بعد از خواندن این کتاب این سوال در ذهنم شکل گرفت آیا این کتاب سفرنامه است یا خیر؟ اگر بخواهیم مروری بر ژانر سفرنامه کنیم متوجه خواهیم شد که این کتاب در این ژانر قرار نمی گیرند.

وی افزود: نوع ریتم و نظم در این کتاب به هیچ وجه با سفرنامه همخوانی ندارد. در کتاب غفار حدادی یک امر مشخص است آنهم این که نویسنده وقت زیادی برای نگارش داشته است، درصورتیکه در سفرنامه کوتاه نویسی یک اصل است. من کتاب «دهکده خاک بر سر» را یک خاطره نویسی توصیف می کنم. نکته بعد این است که نتیجه مورد نظر خواننده از مطالعه کتاب به دست آوردن ارزش های کتاب را مشخص می کند، اما من بعد از خواندن این اثر، ارزش را با توجه به ارزیابی خودم درک نکردم.

شیروانی در ادامه سخنانش تاکید کرد: اولین سفرنامه نویس ها، کشیش ها بودند. آنها در سفرهای تبلیغی که انجام می دادند، گزارش هایی از سفرهای خود می نوشتند. دومین بخش از سفرنامه نویس ها، سرباز و نیروهای نظامی بودند که به کشورهای مستعمره سفر کرده بودند. این بخش به دوران استعمار مربوط می شود، البته باید بگویم اینکه این کتاب سفرنامه نیست یک ضد ارزش محسوب نمی شود، بلکه حرفم این است که این اثر در چارچوب های یک سفرنامه نمی گنجد.

این منتقد تاکید کرد: این کتاب جز اولین آثاری است که تجربیات نویسنده از یک سفر است. این کتاب می تواند برای آدم هایی که قصد سفر به آن کشور را دارند مفید باشد. درباره این کتاب باید یک نکته را اضافه کنم. برخی از سفرنامه ها تنها مشاهدات نویسنده از سفر است و برخی کتاب های جدا از مشاهده، قضاوت نیز پیرامون آدم ها انجام می دهد. این دو شکل به تنهایی به نظرم چندان ارزش ادبی ندارد، اما کتاب «دهکده خاک بر سر» علاوه بر مشاهده و قضاوت هم می کند، هر چند در این عرصه کاملاً بی طرفانه عمل می کند.

در جلسه یکی از حاضران درباره تجربه شخصی خود در خوانده این کتاب گفت: نویسنده خیلی ساده و روان کتاب را نوشته است. برای همین تمام اقشار و سلیقه ای می توانند خواننده کتاب باشد. این اتفاق به نظرم جزء مزیت های کتاب محسوب می شود. امتیاز دیگر کتاب به طنزی مربوط می شود که نویسنده در کتاب به کار برده است. در انتها رعایت بی طرفی دیگر امتیاز این کتاب است.

وی ادامه داد: نقدم هم به این کار، زنانه بودن صرف این کار است. این زنانه نویسی به اندازه ای روشن است که نویسنده از شخصیت شوهرش که در این سفر همراه وی بوده حرف نمی زند.

دیگر خواننده این کتاب تاکید کرد: خودمونی بودن متن این کتاب باعث شد که مردم به راحتی با کارهای وی ارتباط برقرار کند. این مطلب نشان می دهد که نویسنده در توده مردم بوده و با حال و هوای آنها آشناست. جدا از نقاط مثبت، به این کتاب نقد منفی هم دارم، این است که نویسنده سوگیریهای دینی به گرایشات دینی دارد. این امر نشان می دهد که نویسنده دلبسته، گرایشات مذهبی خود است.

دیگر حاضر در جلسه تصریح کرد: من در ابتدا فکر می کردم کتاب طنز است. برای همین نسبت به آن دید مثبتی نداشتم، اما با خواندن دو صفحه از کتاب به شدت جذب آن شدم به نحوی که چند ساعته تمامی کتاب را مطالعه کردم. نکته دیگر اینکه کسی که می خواهد به سوئیس و شهر لوزان سفر کند، حتماً این کتاب را بخواند، چون به خوبی اطلاعات را در اختیار ما قرار می دهد.

در پاسخ به مطالب مطرح شده، نویسنده کتاب هم تصریح کرد: من این کتاب را به نیت سفرنامه ننوشتم، اما سعی کردم تمام مشاهدات خود را بیان کنم. حال اینکه برخی معتقدند این کتاب سفرنامه نیست من برای آن جوابی ندارم.

وی درباره گرایشات مذهبی کتاب هم گفت: وقتی من در حال نگرش خاطرات خود هستم. نگرش ذهنی خود را بیان می کنم. برای همین به این باور دارم که تفکر شیعی بهتر پاسخ سوالات را نسبت به اهل تسنن  می دهد. همچنین باید بگویم من آدم مذهبی هستم، برای همین حاضر نیستم برای خوشایند عده ای خود را سانسور کنم.

بيشتر
نسخه قابل چاپ